عطیه اکبری

خانم عطیه اکبری موفق در کسب مدرک پایان دوره ی SG5

هیچ فکرش را هم نمی کردم اما آن علاقه قدیمی بار دیگر بازگشت!

در زندگی گاهی چیزهایی هستند که برایت مثل غولی بزرگ می شوند حس می کنی نمی توانی آنها را بشکنی و به پیش بروی، به عقیده سرکار خانم اکبری تنها راهش این است که به خودت اعتماد کنی و بدانی اگر بقیه توانسته اند پس تو هم می توانی. این همسفر جی۵ ای می گوید: من بلاخره موفق شدم غول زبان را بشکنم، قبلا هروقت می دیدم دوستانم در جمع به زبان انگلیسی صحبت می کنند و من حتی ساده ترین چیزها را متوجه نمی شوم خیلی برایم سخت بود اما الان من هم مثل آنها حرفی برای گفتن دارم حداقل می دانم من هم به سهم خودم قدمی برداشته ام.

چند قدم قبل از آغاز این سفر؟

از همان دوران راهنمایی به زبان انگلیسی مثل یک درس شیرین نگاه می کردم حتی چندترم کلاس زبان رفتم اما متاسفانه به دبیرستان که رسیدم این فضا برایم تغییر کرد و آن علاقه از دست رفت، به طبع کلاس رفتن هم کنسل شد دیگر رغبت چندانی نداشتم  و زبان تبدیل شد به ضعفی بزرگ.

حسرتی که سکوی پرتاب شما شد؟

دوران دانشجویی یکی از دوستانم بود که زبان انگلیسی  خیلی خوبی داشت راحت کارهای گرافیکی اش را در سایت های خارجی آپلود می کرد و از انگلیسی زبانان در هرکجای دنیا نظر می گرفت. چه بسا من هم به همان اندازه در تصویرسازی موفق بودم اما چون زبان خوبی نداشتم نمی تواستم وارد این فضا شوم او می توانست به کمک زبان موقعیت های شغلی بهتری پیدا کند اما این قضییه برای من وجود نداشت.

۱۱ سال بعد و شروع این سفر؟

اولش سعی کردم این ضعف را نادیده بگیرم اما بعد از ورود به محیط کار حس کردم زبان خیلی مهم است. چون شاغل بودم تنظیم زمان برای رفت و آمد به کلاس زبان برایم ممکن نبود، مسیرم دور بود و از طرفی هم این اعتماد به نفس را در خودم نمی دیدم، حتی ساده ترین مباحثی را که دوره دبیرستان خوانده بودم از یادم رفته بود.  با اینحال دلم را به دریا زدم و بسته اول خودآموز زبان SG5 را تهیه کردم. این بسته چیزی داشت که وسط راه دل آدم را نمی زد، اصلا دوست نداشتی رهایش کنی.

آنچه در این خودآموزها برای شما جالب توجه آمد؟

ضرب المثل ها و اصطلاحات این بسته ها خیلی برای من جالب بودند، الان نسبت به یکسال گذشته دایره لغاتم گسترده تر شده، جست و جو در اینترنت و سایت های انگلیسی زبان هم برای من راحت تر شده، این را مدیون همین جی برگ ها هستم.

خاطره ای قشنگ؟

چندروز پیش یکی از دوستانم مشغول کار بر روی پوستری تبلیغاتی بود که متن روی آن به زبان انگلیسی نوشته شده بود خیلی کنجکاو بود معنی اش را بداند، وقتی از من پرسید راحت برایش ترجمه کردم حس خیلی خوبی بود شاید اگر چندماه قبل این اتفاق می افتاد من آنقدری دایره لغاتم گسترده نبود که بتوانم برایش معنی کنم به همین خاطر خیلی برایم ارزشمند بود.

ترسی که به حسی شیرینی بدل شد؟

اولش مدام این  دست و آن دست می کردم که نروم و این امتحان را ندهم راستش می ترسیدم با خودم فکر می کردم اگر قبول نشوم چه؟ چقدر بد می شود! اما بعد حس کردم من فقط دارم خودم را گول می زنم بلاخره که چه؟ در نهایت وقتی سوالات را دیدم ترسم ریخت حس خیلی خوبی داشتم به خودم امیدوار شدم.

یک روز دلپذیر؟

روزی که مدرک به دستم رسید  نمی توانم بگویم خوشحال نشدم حتی اگر خیلی ها فکر کنند گذراندن سطح مقدماتی زبان این همه ذوق و شوق ندارد اما برای من این فایده را داشت که ثابت قدم تر شدم، این پیشرفت خیلی برایم ارزشمند بود چون هیچ وقت فکر نمی کردم بتوانم زبانم را قوی کنم.

پیامی برای نوسفران عزیز؟

 به همه کسانی که تازه می خواهند کار با این خودآموزها را شروع کنند می گویم SG5 خودش این جذابیت را داشت که باعث شد آن را کنار نگذارم و تا آخرش مداومت داشته باشم. با این خودآموز شما هرروز چیز تازه ای یاد می گیرد لحظه به لحظه پیشرفتتان را می بینید و همین باعث می شود دلزده نشوید.

feleshfeleshمتن کامل مصاحبه


هیچ فکرش را هم نمی کردم اما آن علاقه قدیمی بار دیگر بازگشت!
خجالت می کشیدم به دوستم بگویم که زبانم خوب نیست!
من نمی توانستم وارد آن فضا شوم اما او می توانست!
اولش این دست و آن دست می کردم که نروم اما بعد….
من فقط داشتم خودم را گول می زدم!
سرکار خانم عطیه اکبری، زبان آموز موفق جی۵ ای

هیچ انسانی از انسان دیگر چیزی کم ندارد، مهم خواستن است اینکه براستی چقدر برای رسیدن به رویاهایمان آماده هستیم. در زندگی گاهی چیزهایی هستند که برایت مثل غولی بزرگ می شوند حس می کنی نمی توانی آنها را بشکنی و به پیش بروی، به عقیده سرکار خانم اکبری تنها راهش این است که به خودت اعتماد کنی و بدانی اگر بقیه توانسته اند پس تو هم می توانی. این همسفر جی۵ ای طراحی گرافیک خوانده و اخیرا هم موفق به گذراندن سطح   ) elementaryمقدماتی زبان)  و دریافت گواهینامه معتبر از موسسه آموزشی فرهنگی جی۵ شده است. او می گوید: من بلاخره موفق شدم غول زبان را بشکنم، قبلا هروقت می دیدم دوستانم در جمع به زبان  انگلیسی صحبت می کنند و من حتی ساده ترین چیزها را متوجه نمی شوم خیلی برایم سخت بود اما الان من هم مثل آنها حرفی برای گفتن دارم حداقل می دانم من هم به سهم خودم  قدمی برداشته ام، کار مفیدی را انجام داده ام و حالا دیگر مطمئنم این قدرت را دارم تا همه رویاهایم  را محقق کنم.

تنظیم از: فیروزه جمشیدی

چند قدم قبل از آغاز این سفر؟

۱۴ سالم که بود همیشه تبلیغات جی۵ را در مجله «خانواده سبز» می دیدم اما چیز زیادی از آن نمی دانستم، هنوز خیلی به مشکل برنخورده بودم شاید هم آینده نگری امروز را نداشتم. از همان دوران راهنمایی به زبان انگلیسی مثل یک درس شیرین نگاه می کردم حتی چندترم کلاس زبان رفتم اما متاسفانه به دبیرستان که رسیدم این فضا برایم تغییر کرد و آن علاقه از دست رفت، به طبع کلاس رفتن هم کنسل شد دیگر رغبت چندانی نداشتم. چون هنرستانی بودم فقط سال اول و دوم زبان داشتیم همه چیز همان جا فراموش و زبان تبدیل شد به ضعفی بزرگ، دیگر آن علاقه و کشش را در خودم نمی دیدم طبیعتا در هرکاری که آدم بخواهد بدون علاقه انجام دهد موفقیتی نخواهد بود.

ضعفی که روز به روز پر رنگ تر می شد؟

یک روز در حوزه کاری به مشکلی برخورده بودم یکی از دوستان برایم چند مقاله فرستاد و گفت اینها خیلی کمکت می کنند، اولش خوشحال شدم اما بعد که دیدم به زبان انگلیسی نوشته شده اند زانوی غم بغل گرفتم خیلی برایم سخت بود ترجمه کنم هرچقدر هم سعی می کردم باز هم چیزی سر در نمی آوردم، از طرفی هم خجالت می کشیدم به دوستم بگویم که زبانم خوب نیست حتما فکر می کرد تا حدی زبان بلدم که بتوانم این مقاله را بفهمم. خیلی ها با وضعیت مشابه من حتی کم سن و سال تر از من، راحت به زبان انگلیسی صحبت می کردند و به واسطه آن به موقعیت های شغلی بهتری رسیده بودند اما من این گزینه را نداشتم و این کمبود هرروز پررنگ تر از روز قبل می شد.

حسرتی که سکوی پرتاب شما شد؟

دوران دانشجویی یکی از دوستانم بود که زبان انگلیسی  خیلی خوبی داشت راحت کارهای گرافیکی اش را در سایت های خارجی آپلود می کرد و از انگلیسی زبانان در هرکجای دنیا نظر می گرفت، برای کسی که می خواست خلاقیتش را به نمایش بگذارد بستر مناسبی بود. چه بسا من هم به همان اندازه در تصویرسازی موفق بودم اما چون زبان خوبی نداشتم نمی تواستم وارد این فضا شوم او می توانست به کمک زبان موقعیت های شغلی بهتری پیدا کند اما این قضییه برای من وجود نداشت.

۱۱ سال بعد و شروع این سفر؟

اولش سعی کردم این ضعف را نادیده بگیرم تا اینکه بخواهم به دنبالش بروم اما بعد از ورود به محیط کار حس کردم زبان خیلی مهم است. چون شاغل بودم تنظیم زمان برای رفت و آمد به کلاس زبان برایم ممکن نبود، مسیرم دور بود و از طرفی هم این اعتماد به نفس را در خودم نمی دیدم الان دیگر دوره ای شده که همه از سن و سال کم به سراغ زبان می روند به خصوص اینکه زبان فرار است و حتی ساده ترین مباحثی را که دوره دبیرستان خوانده بودم از یادم رفته بود، مثلا پرسیدن و جواب دادن ساعت را فراموش کرده بودم. آن موقع تنها پس زمینه ای از جی۵ در ذهنم مانده بود با اینحال دلم را به دریا زدم و بسته اول خودآموز زبان SG5 را تهیه کردم. این بسته چیزی داشت که وسط راه دل آدم را نمی زد، اصلا دوست نداشتی رهایش کنی.

دلگرمی های همسفران مسیر؟

هر مصاحبه ای که از جی۵ ایهای موفق می خواندم برایم دلگرم کننده بود، می گفتم اگر حتی یک نفر هم توانسته با این روش موفق شود پس چرا من نتوانم. گفت و گو با سرکار خانم شاداب کاظمی خیلی برایم جالب بود، ایشان بدون اینکه تحصیلات دانشگاهی زبان داشته باشند با پشتکار و انتخاب جی۵ موفق شده بودند آنقدری اعتماد به نفس و دانش زبانی پیدا کنند که مدرس زبان شوند.

آنچه در این خودآموزها برای شما جالب توجه آمد؟

من کلا آدمی هستم که همیشه دوست دارم دانشم به روز باشد. ضرب المثل ها و اصطلاحات این بسته ها خیلی برای من جالب بودند، الان نسبت به یکسال گذشته دایره لغاتم گسترده تر شده خودم هم می دانم هنوز در بخش Listening (شنیداری) ضعف دارم اما با گوش دادن و تمرین بیشتر این هم برطرف می شود. الان حتی جست و جو در اینترنت و سایت های انگلیسی زبان برای من راحت تر شده، این را مدیون همین جی برگ ها هستم.

خاطره ای قشنگ؟

چندروز پیش یکی از دوستانم مشغول کار بر روی پوستری تبلیغاتی بود که متن روی آن به زبان انگلیسی نوشته شده بود خیلی کنجکاو بود معنی اش را بداند، وقتی از من پرسید راحت برایش ترجمه کردم حس خیلی خوبی بود شاید اگر چندماه قبل این اتفاق می افتاد من آنقدری دایره لغاتم گسترده نبود که بتوانم برایش معنی کنم به همین خاطر خیلی برایم ارزشمند بود.

قدم بعدی شما ؟

هدفم الان این است که مکالمه خوبی داشته باشم تا اگر روزی تصمیم گرفتم به خارج از کشور سفر کنم راحت بتوانم به انگلیسی صحبت کنم، من همچنان با SG5 ادامه می دهم هر روشی که آدم بارها امتحانش کند و از آن نتیجه بگیرد باز هم ارزش تجربه کردن را دارد.

ترسی که به حسی شیرینی بدل شد؟

من اصلا فکرش را هم نمی کردم در پایان این دوره آزمونی در کار باشد وقتی این دوره را تمام کردم و  برای سفارش بسته های Pre-intermediate تماس گرفتم کارشناس زبان جی۵ از این امتحان خبر داد، اولش خیلی تعجب کردم مدام این  دست و آن دست می کردم که نروم و این امتحان را ندهم راستش می ترسیدم با خودم فکر می کردم اگر قبول نشوم چه؟ چقدر بد می شود! اما بعد حس کردم من فقط دارم خودم را گول می زنم بلاخره که چه؟ باید با خودم صادق باشم من یا توانسته ام یاد بگیرم و یا نتوانسته ام، در نهایت وقتی سوالات را دیدم ترسم ریخت حس خیلی خوبی داشتم به خودم امیدوار شدم.

یک روز دلپذیر؟

روزی که مدرک به دستم رسید  نمی توانم بگویم خوشحال نشدم حتی اگر خیلی ها فکر کنند گذراندن سطح مقدماتی زبان این همه ذوق و شوق ندارد اما برای من این فایده را داشت که ثابت قدم تر شدم، این پیشرفت خیلی برایم ارزشمند بود چون هیچ وقت فکر نمی کردم بتوانم زبانم را قوی کنم.

پیامی برای نوسفران عزیز؟

 به همه کسانی که تازه می خواهند کار با این خودآموزها را شروع کنند می گویم اول از همه باید پشتکار داشته باشید، اوایل خیلی با خودم کلنجار می رفتم که مبادا وسط راه زبان خواندن را رها کنم خیلی ها هستند که کاری را شروع می کنند اما تا آخرش نرفته رهایش می کنند نمی توانند ثابت قدم باشند اما فکر می کنم SG5 خودش این جذابیت را داشت که باعث شد آن را کنار نگذارم و تا آخرش مداومت داشته باشم. با این خودآموز شما هرروز چیز تازه ای یاد می گیرد لحظه به لحظه پیشرفتتان را می بینید و همین باعث می شود دلزده نشوید. هروقت کسانی را می بینم که شاغل هستند و برای زبان خواندن وقت زیادی ندارند SG5 را به آنها پیشنهاد می کنم، خیلی از اصطلاحات و لغات زبان از یادم رفته بودند اما این خودآموز دوباره همه چیز را به خاطرم آورد تایم زبان خواندنم هم دست خودم بود.

(11 votes, average: 482 out of 5)
Loading...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.