وبلاگ گروهی دوستداران

هوش هیجانی و رابطه آن با تقویت اراده!


هنوز کودکی خردسال بودم، تازه به مدرسه می رفتم، همچون بسیاری از کودکان دیگر آنقدر دیر از خواب بلند می شدم که دیگر مجال صبحانه خوردن نبود، مادرم نان و پنیر را برایم قازی (ساندویچ) می کرد و من در کیفم می گذاشتم و به بعضی مواقع هم چند ریال پول بهم می داد و دوان دوان راهی مدرسه می شدم، در زنگ تفریح نان و پنیر را با اشتها می خوردم و یه چند قلپ (غلپ) آب روش تا زنگ بعد، بچه ها بعد از کلاس غالباً به سمت دکه فراش مدرسه هجوم می بردند و انواع تنقلات از تمبر تا پفک و بیسکویت را می خریدند ولی من با خود می گفتم اگر پولم را نگه دارم خیلی بیشتر بدردم می خورد و همین امر باعث می شود حتی اگر گرسنه ام بود، اقدام به خرید نمی کردم و به جای آن به سراغ شیر آب می رفتم و آب می خوردم! یادم هست که یک دوست همکلاسی داشتم، نامش جواد بود، از من پرسید، تو چطور پولهات رو خرج نمی کنی؟! چون او هر چه پول تو جیبی می گرفت خرج می کرد، در حالی که من از پدرم پول تو جیبی نمی گرفت، فقط گه گاه بخاطر اینکه صبحانه نخورده بودم، پولی بهم پرداخت می شد تا چیزی بخرم و بخورم و اما در جواب به او گفتم: من وقتی گرسنه می شوم بجای اینکه پولم را خرج کنم، می روم و آب می خورم! و البته او هم سعی کرد چنین کند و هیچ گاه به من نگفت چه نتیجه ای گرفت. ولی مطمئن هستم که بی خیال شد!

همین امر باعث شد در آن زمان ذخیره ام پیش مادرم ۱۲۰تومان بود که هیچ یک از هم سن و سالهایم حتی آنهایی که وضعشان خوب بود هم نداشتند، من این پول را برای خرید دوچرخه ذخیره کرده بودم، البته این صبرو حوصله و تحمل من فقط منحصر به جمع کردن پول نمی شد، بلکه بعد برای بدست آوردن نتایج خوب در درسها همین طاقت و تلاش را از خودم نشان دادم، خب حتماً می پرسید این ماجرای ایام کودکی چه ربطی به مبحث تعلل و اهمال کاری دارد؟!

در یک سمینار که عنوان آن ابتکار و خلاقیت بود، شرکت کرده بودم، آقای گستاو گاس نویسنده الماس ها و … و استاد دانشگاه پروتوریا راجع به مبحثی بنام “هوش هیجانی” و رابطه آن با موفقیت سخنرانی می کرد وی در سخنرانیش اشاره به یک تحقیق دانشگاهی در دانشگاه هاروارد کرد که بسیار جالب بود، محققین ۱۰۰ کودک بین ۴ تا ۶ سال را انتخاب می کردند و یک شکلات به آنها دادند ولی بلافاصله به آنها خاطرنشان کردند که اگر تا یک ساعت بتوانند این شکلات را پیش خود نگه دارند و نخورند در عوض یک شکلات دیگر پاداش خواهند گرفت، عده ای از آنها بی درنگ کاغذ شکلات را باز کردند و شروع به تناول کردند، و عده ای دیگر کم کم به آنها پیوستند تا اینکه ۸۰% بچه ها همان دقایق اول ترتیب شکلاتهایشان را دادند و ماند ۲۰% از آن بیست درصد هم عده ای، کم کم مقاومتشان شکسته شد، بطوریکه در آخر فقط ۱۰۰% از آن کوچولوها توانستند مقاومت کنند و جلوی خودشان را بگیرند و شکلات دوم را دریافت کنند، این محققان سالها بعد مجدداً به سراغ آن ۱۰ کودکی رفتند که حالا در سن بزرگسالی بودند، و با کمال شگفتی ملاحظه کردند، تمامی آنها به هر شغلی که هستند در موقعیت عالی قرار دارند، یکی شهردار بود، یکی مدیرعال شرکتی بزرگ و یا ورزش کار مشهور! و یا استاد دانشگاه و بر اساس آن نظریه “هوش هیجانی” شکل گرفت جالب اینجاست که این هوش هیجانی هیچ ربطی به هوشی بودن فرد ندارد و ممکن است فرد در سایر هوش ها کاملاً معمولی باشد ولی بخاطر بالا بودن این هوش نتایج بسیار درخشانی کسب کند، من شخصاً فکر می کنم علت اینکه ۱۲سال پای G5 نشستم و صبر کردم، ناشی از همین داشتن صبروحوصله در دوران کودکی باشدجالب اینجاست که این هوش اکتسابی است و هر کسی

می تواند از آن با تمرین و ممارست بهره مند شود و همه هم دائماً به این فکر می کنم که چگونه می توانم این هوش را در کودک ۲۰ماهه ام، ویانا تقویت کنم تا در آینده از او یک انسان موفق ساخته شود، رابطه مستقیم افزایش هوش هیجانی با کاهش تعلل و اهمالکاری کاملاً مشهور است، در حقیقت موفقیت آینده تحمل رنجی است که باید در زمان حال متحمل شویم، درسی است که باید وقتی دیگران پای تلویزیون لم داده اند، شما آنرا بخوانید، زود برخواستن از خواب صبحگاهی است وقتی که همه در خواب ناز هستند و اما چگونه می توانیم هوش هیجانی خودمان را افزایش دهیم؟

۱-از آخر به اول بیندیشیم: این عنوانی است که آقای استفان کاوی به افراد موفق می دهد و آنرا یکی از ۷ عادت مردان موفق می داند، مطابق این عادت، توجه کنید می گویم عادت، که می تواند کاملاً اکتسابی بوده و با تمرین بدست آید، شما به نتایج مثبتی می اندیشید که به خاطر زحمت و تلاش زمان حال به دست می آید.

درسهایی که می خوانید و نتیجه آن اخذ مدارج دانشگاهی معتبر خواهد بود، ساعت ها می دوید و تمرین می کنید و نتیجه آن قهرمانی در آن رشته دانشگاهی خواهد بود، شما کاملاً آن لحظه که دست شما را به عنوان قهرمان بالا می برند زیاد شادی دوستان و هموطنانی که برای شما هورا می کشند، حس افتخاری که سراسر وجود شما را فرا می گیرد و همه به شما این امکان را می دهد که زحمت زمان حال را با کمال میل بپذیرید و استقبال کنید.

۲-اولویت اول: آنچه در اولویت اول، قرار می گیرد را “بی درنگ” و “تحت هر شرایطی” شروع کنیم و تحت تأثیر کمال طلبی فراگیر، نخواهیم تا اولین کار مان هیچ عیب و نقصی نداشته باشد و نخواهیم که کاملترین مجسمه را با اولین مجسمه بسازیم. (داستان مجسمه های سفالی را بخاطر آورید)!

این باورها بدون شک زمینه ساز صبرو حوصله را فراهم می آورد وامکان افزایش هوش هیجانی ما را فراهم میکند.

دست به کار شوید و به بینید شما چطور می توانید “صبر و حوصله تان” تا رسیدن به هدف را که نتیجه آن افزایش هوش هیجانی شماست افزایش دهید./

برگرفته از کتاب “مواظب پرتقالهای خودت باش!”(در دست چاپ)

۱۱ دیدگاه

  1. بهروز رادپور
    مهر ۲۸, ۱۳۹۰

    سلام

    خیلی ممنون خیلی خوب بود . :)

    ولی این کتابه هنوز در دست چاپه ها . ;( ;)

  2. saeed
    مهر ۲۸, ۱۳۹۰

    سلام خسته نباشید … برای فراگیر کارشناسی که قراره ۲۳ دی ماه امتحانش برگزار بشه و الان تا ۱ ابان مهلت ثبت نامشه میخواستم ببینم حقوق اساسی ۱ خسروی – اصول فقه ۱ یدالله نصیریان- مقدمه علم حقوق مصطفی دانش پژوه رو جی برگ نویسی دارین … تو رو خدا جوابمو بدین . خیلی وقت کم دارم ….

  3. حسن
    مهر ۲۸, ۱۳۹۰

    با سلام مطلب خوبی بود فقط چند غلط دارد
    - سطر ۱۱ “در حالی که من از پدرم پول تو جیبی نمی گرفت،” نمی گرفتم
    -پاراگراف سوم سط رجهارم” می کردند” کردند
    -همان پاراگراف سطر دهم ابتدای سطر۱۰۰ درصد غلط است یا ۱۰ درصد است یا ۱ درصد
    -همان پاراگراف سطر ۱۹ “و همه هم دائماً به این فکر می کنم”
    -چند سطر بعد “زود برخواستن از خواب صبحگاهی است” برخاستن
    -
    -سه سطر بعد”در حقیقت موفقیت آینده تحمل رنجی است که باید در زمان حال متحمل شویم”
    -شماره یک”
    آن لحظه که دست شما را به عنوان قهرمان بالا می برند زیاد شادی دوستان و هموطنانی ”
    -شماره دو “(داستان مجسمه های سفالی را بخاطر آورید)” لینکش را بدگذارید
    -

  4. سارا
    مهر ۲۹, ۱۳۹۰

    سلام
    من یه سوال داشتم اینکه من می خوام ارشدشرکت کنم هیچیم نخوندم میخوام بدونم میرسم که به ارشد برسم من رشته ام مدیریت خیلی منابع زیادن نمیدونم چیکار کنم لطفامنو راهنمایی کنید

  5. الناز
    مهر ۲۹, ۱۳۹۰

    سلام تو رو خدا یکی یه من بگه تایم دکتر حسابی یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  6. فاطمه رزقی
    آبان ۲, ۱۳۹۰

    سلام … خیلی جالب و پر معنا بود ….
    راستی اقای مالکی نژاد از اینکه ایمیل اقای رادپورو برام میل کردین بسیار سپاسگزارم …. پیروز و سلامت باشید

  7. حوریه جعفری
    آبان ۲, ۱۳۹۰

    سلام خانم الناز

    تایم دکتر حسابی یعنی اینکه شما متعهد بشید که در یک ساعت خاص یک کار خاص انجام بدین. اگر اشتباه نکنم دکتر حسابی با خودشون قرار گذاشته بودند که مثلا در ساعت ۲۳ هر شب زبان آلمانی مطالعه کنند. و این کار رو در هر شرایطی انجام میدادند حتی در هنگام بیماری و نزدیک مرگشون!

    شما وقتی برنامه ریزی سنگین و حجیمی در نظر میگیرید خود ِ حجم برنامه شما رو در انجام ِ اون سست میکنه و یا حتی ممکنه که عوامل متفرقه ای باعث بشن خیلی از کارهای برنامه ریزی شدتون رو انجام ندین. اما وقتی فقط یک ساعت رو مشخص کردین برای انجام یک کار خاص هم میبینید که حجم کمش باعث حرکتنون میشه و هم میتونید به همه عوامل متفرقه ی حواس پرت کن بگین که فقط این ساعت رو از من دور باشین! :دی اینطوری درصد انجام اون کار خاص بیشتر خواهد شد!!

    موفق باشید.

  8. محمد
    آبان ۵, ۱۳۹۰

    سلام جناب مالکی باز هم مثل همیشه عالی بود
    کتاب کاربرد هوش در قلمرو هیجان اثر دکتر دانیل گلمن فارق التحصیل دانشگاه هاروارد در این زمینه فوق العاده س و خیلی خیلی کاربردیه
    باز هم ممنون از متن های زیبا و دلنشینتون

  9. ناشناس
    فروردین ۲۸, ۱۳۹۱

    در ابتدا از ذحماتتون متشکرم،انتقادی دارم در ارتباط با کلیشه ای بودن مطالب،مثال ها لازمه پرکاربردتر و از نظر نهادینه کردن ساختار سازنده در افراد،قویتر در نظر گرفته بشه.

  10. ناشناس
    فروردین ۲۸, ۱۳۹۱

    از ذحماتتون متشکرم،منتها انتقادی دارم در ارتباط با کلیشه ای بودن مطالب،مثال ها لازمه پرکاربردتر و از نظر نهادینه کردن ساختار سازنده در افراد،قویتر در نظر گرفته بشه..

دیدگاهی دارید ؟

جی 5