زمان بگیرد(ماجرای تعلل در ناخن گرفتن)
انگار همین دیروز بود، نه همین چند ساعت پیش بود که ناخن هایم را گرفتم، چرا اینقدر بزرگ شدند؟! فکر کنم هر چه می خورم به جای اینکه صرف زندگیم شود صرف ناخن هایم می شود!این بلند شدن ناخن ها و کوتاه نکردن آنها، همیشه در نزد خودم به یک سنبل از تعلل و اهمالکاری مبدل شده بود. هر بار وقتی ناخن های بلندم را می دیدم با خودم می گفتم: اینبار که رفتم حمام، بعد از حمام آنرا کوتاه می کنم ولی در همان حال از بلند بودن آنها احساس بدی پیدا می کردم، نمی دانم چرا فکر می کردم که کوتاه کردن ناخن حداقل ۲۰ تا نیم ساعت طول می کشد و من هم که وقت کم دارم! بنابراین زورم می آمد تا وقت صرف کار به این کوچکی و چیپی (به قول خارجی ها) کنم، خب همین باعث می شد همیشه ناخن های بلند داشته باشم حتی در مواقعی که احساس می کردم کسی به آنها توجه نمی کند خجالت زده می شدم، شاید پیش خود بگوید بابا چقدر خودت را زجر می دهی! خب برو ناخنت را بگیر! خیال خودت و ما رو راحت کن! ولی مسئله اینجاست که درد و رنج اینکار چون فوری و نقدی نیست یعنی آن موقع که من باید ناخن را بگیرم این رنجها به من وارد نمی شود و این در طول زمان اتفاق می افتد باعث می شود آدم به راحتی کار را به تعلل بیندازد. خب البته این ماجرا با یک تجربه پایان پیدا کرد و از آن زمان تا بحال دیگر کسی ناخن بلند و یا لااقل خیلی بلند را روی انگشتان من مشاهده نکرده است! تجربه چه بود؟!تازه از حمام درآمده بودم، نگاهم به ناخن هایم افتاد، باز بلند شده بودند! اول اراده کردم بروم و ناخن گیر را بیاورم و کوتاه کنم ولی موتور دلیل ساز مغزم به کار افتاد و شروع به دلیل آوردن برای انجام فراوان آن کرد: “حالا بگذار خوب خشک شوی! می گیری! “”این کار حداقل ۲۰ دقیقه وقت لازم دارد!” “ویانا کوچولو بازی گوشی می کند و ناخن های گرفته شده را پخش و پلا می کند!” و رگباری از توجیه های مختلف! واقعاً بعضی مواقع انگار مغز ما بی کار است که به ساخت چنین افکاری می پردازد! دیدم نه! این توجیهات از جنس اهمال کاری و تعلل است تا از جنس واقعیت به همین دلیل و بی درنگ به اتاقی که ناخن گیر در آن بود رفتم و آنرا برداشتم و همزمان نگاهی هم به ساعت انداختم و با خودم گفتم :”بگذار زمان بگیرم و ببینم واقعاً یک بار ناخن گیری کردن چقدر زمان می برد؟!” و مشغول به کار شدم وقتی کارم تمام شد و به ساعت نگاه کردم تعجب کردم کمتر از ۵ دقیقه بیشتر وقت نبرده بود و من سالها فکر می کردم یک ناخن گرفتن خیلی زمان بر است! کمی به تحلیل مسئله پرداختم و به این نتیجه رسیدم که علت تعلل من در گرفتن ناخن این افکار اتوماتیک بودند :
۱-کار بی ارزشی است، ارزش وقت گذاشتن ندارد، من کارهای مهم تری در زمان اختصاص داده شده به آن می توانم انجام دهم.
۲-حداقل ۲۰ دقیقه از وقتم را می گیرد، مسخره است برای گرفتن ناخن چنین زمانی را صرف کنم.
۳-بی خیال! بگذار بزرگتر شود و هفته بعد یک جا حسابی کوتاهش می کنم.
۴-و چند دلیل لحظه ای، مثل اینکه ممکن است ویانا آنها را پخش کند و …
و بعد به این نتیجه رسیدم، با آنکه کمی از وقتم را می گیرد ولی در عوض احساس خوب به هنگام بودن و نظم را در من ایجاد می کند و مرا از شر رنج اینکه بخاطر بلند بودن ناخن در جای خجالت بکشم و یا از نظر بهداشتی مجبور شوم دقت و صرف وقت بیشتری را برای شستشو و نظافت آنها صرف کنم خلاص می کند .
این ها دلایل کافی برای این هستند که این کار ساده را به موقع انجام دهم از طرفی زمان اینکار ۲۰ دقیقه نیست و فقط ۵ است که در هفته زمان زیادی محسوب نمی شود و همانجا بود که عمیقاً متوجه شدم که ما برای ماندن در اینرسی سستی چه دلایلی که نمی آوریم و مغز ما چه فعالانه انرژیش را صرف چنین دلایلی می کند،
شما هم این تجربه تجزیه و تحلیل یک تعلل کوچک ولی همیشگی خود را انجام دهید! برایتان جالب خواهد بود.


سلام آقای مالکی
چه وجه تشابهی منم همینطور بودم ولی تو چند لحظه به مغزم فرمان تنفر از ناخن بلند با طول موج بالا دادم و بعدش گفتم حالا که متنفرم پس نباید حمام برم مگر اینکه ناخن گرفته باشم و با همین چند لحظه تامل مشکلم برا همیشه رفع شد
جناب مالکی سوال اینکه واقعا هنوز نتونستم ی مدت طولانی از جی ۵ استفاده کنم و به نتیجه عالی برسم همه اساتیدم میگن خیلی باهوشی ولی همه کارا رو نیمه رها میکنی که جی۵ هم یکی از اوناس
خواهشا کمکم کنید بتونم از پتانسیل های وجودیم استفاده کنم
خیلی خوشحال میشم راهنمایی های دلسوزانه شمارو بشنوم
منتظر راهنمایی هاتون هستم
همیشه شاد حتی در شادی!
احساس خوب به هنگام بودن و نظم، احساس لذیذی است!
خوب نبود
سلام اقای مالکی نژاد
تو این مورد من هم تجربه های زیادی دارم مثلا وقتی حقوق میگرفتم قبلش کلی برنامه میریختم که فلان چیز و فلان چیز رو میخرم تازه این قدر هم میتونم پس انداز کنم.ولی تا حقوقم رو میگرفتم مغزم به من میگفت :نه حالا نرو خرید بزار باشه تو کیفت شاید کار ضروری تری پیدا بشه /حالا که فلان چیز رو لازمش نداری چرا میخوای بری وقتت و پولت رو هدر بدی/با همین چیزها که داری بساز و….
همیشه و همیشه همین ماجرا بود من در حالی که اول ماه پول برای همه خریدهام داشتم ولی اخر ماه که میشد نه خریدهام رو کرده بودم و نه پولی برام مونده بود
همه پولهام خرج میشد اما برای چیزهایی که اصلا نمیخواستم
جالب این جا بود که پولها نگهداری میشد برای کارهای واجب تر و خرج میشد برای موارد خیلی خیلی الکی
راستش اقای مالکی من تا حالا نتونستم از عهده این مشکلم بربیام
نمیدونم چه اتفاقاتی میافته که هر ماه روز از نو و روزی از نو
راستی یه چیز دیگه
من وقتی میخوام یه کاری که دوست دارم انجام بدم ولی اون کار خیلی وقت گیره هی مغزم پیام میفرسته که اوووووه خیلی زمان میبره تو توی این مدت چند تا کار دیگه میتونی انجام بدی
ولی راستیاتش مغزم گولم زده چون نه تنها کارهای دیگه ای انجام نمیدم بلکه همون زمان تماما به بطالت میگذره
فکر کنم همش دنبال راهی هست که زحمتی به خودش نده
مثلا من ۱۰ سال پیش زبان خوندن رو شروع کردم بعد از ۴ ماه مغزم گفت میدونی چقدر دیگه طول میکشه که یاد بگیری ولش کن تو این مدت بیا چند تا نرم افزار یاد بگیر راحت تره
و من نه زبان یاد گرفتم و نه نرم افزار
اقای مالکی من فکر میکنم کسی موفق هست که از زیر بار بندگی فرامین راحت طلبانه مغز بیرون بیاد .توانایی این رو پیدا بکنه که جلوی بهنه تراشی ها ی به ظاهر موجه مغز راحت طلب بایسته و این کار واقعا همت میخواد واقعا.ادم های بیکار چرا بیکارن ؟چون هی مغز میگه کو کار /کارپارتی میخواد داری؟/کار توانایی میخواد داری؟/تحصیلات خیلی بالایی میخواد داری؟/اعصاب میخواد داری؟
راستیاتش از زیر بار این بندگی بیرون امدن برای اولین بار خیلی خیلی خیلی سخته.و برای هین هست که تعداد افراد موفق کمه؟
نظر شما چیه؟
با سلام خدمت استاد عزیز من فکر میکنم در موردخیلی ازکارها اینطوره و ما باید کمی درباره کارهای که ناخوشایند است بازنگری کرده و اینبار با تفکری نو و مثبت به دنبالشان برویمو
سلام
متن خوبی بود . در ضمن از اینکه قابل میدونید ایمیل من رو در اختیار دوستان میزارید سپاسگذارم .
سلام
درسته….ما خیلی کارها رو واسه خودمون شکستن شاخ غول کردیم درحالی که اینطور نیست!
سلام آقای مالکی نژاد من امروز به دنبال مطرح کردن سوالم درباره نحوه استفاده از جی ۵ بودم که برای اولین بار وبلاگتان را دیدممظالبی که مطرح کرده اید خیلی مفید و جالب اند امیدوارم موفق باشید. سوالم این است که یکی از پاسخ دهندگاه به سوالات فرموده بودند که فقط بار اولی که میخواهیم از خانه های دوم و سوم و چهارم برداشت کنیم باید صبر کنیم تا آن خانه پر شود اما دفعات بعدی انتظار لازم نیست (لازم نیست که از منطقه قابل برداشت ، برداشت کنیم) یعنی لازم نیست که آن خانه پر شود و باید به همان تعدادی که جی برگ وارد این خانه ها میشود از جلوی فیشها به همان اندازه برداشت کنیم.(حتی اگر آن خانه نیمه پر باشد) اما گویا شما فرموده بودید که تحت هر شرایطی باید صبر کنیم تا آن خانه کاملا پر شود . میخواستم بدانم کدام روش درست است شاید من اشتباه متوجه شده ام ممنون میشوم.
سلام
من هم مانند شما هستم برای این جور کارها خیلی تعلل می کنم و حتی در کارهای اصلی که باید انجام دهم دائم می گویم حالا باشد از فردا از صبح زود آن را انجام می دهم مثلاً چند سالی است که جی ۵ را خریدم و می خواهم با آن زبان را بخوانم ولی بعد از مدتی آنرا رها کرده ام به نظر شما چگونه می توانم اراده خود را قوی کنم تا تمام کارهای نیمه تمام را تمام کنم
با تشکر
سلام اقای ملکی….چندروزه تواین فکرمکه جی ۵ بخرم وشروکنم به زبان خوندن…اما دودلم اخه من لایتنردارم اماپارسال که کنکورداشتم وامسال که همینطوری میخوام زبان کلاسموبخونم هروقت شرومیکنم بعدچندروز۲باره ولش میکنم میخوام بدونم اگه اینم بخرم مثل اون میشه؟واینکه شماچه پیشنهادی برای تقویت اراده من دارید؟لطفازود جواب بدید.ممنون